تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
185
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
مىگفت اگر هم آنچه او ايشان را بدان وامىدارد و برمىانگيزد در دين نباشد خود از كارهاى نيك است و در همكارى و انبازى خرسندى از هر دوسوى است . با اين روش او مردم طبقات پائين را بر ضّد طبقات بالا برانگيخت و از اين روى گوهر پست با گوهر بالا بياميخت و راه غاصبان و ستمگاران باز شد تا غصب كنند و ستم رانند و زناكاران توانستند به دنبال شهوت خود بروند و بر زنان پاكخوئى كه پيش از آنكس در ايشان طمع نمىبست دست يابند . بدبختى همه را چنان فراگرفت كه كس مانند آن نشنيده بود . خسرو مردم را از پيروى به نوآورىهائى كه زراذشت پسر خرّگان و مزدك پسر بامداذ آورده بود بازداشت و بدعتشان را برانداخت و مردم بسيارى از ايشان را كه بر آن بدعت ثابت ماندند و از آن بازنيامدند بكشت و نيز گروهى از مانويان را بكشت و كيش مجوسى را بر آنگونه كه مردم از پيش مىداشتند بداشت « 1 » . پيش از پادشاهى او پايهء سپهبدى ، يعنى فرماندهى سپاه ، را يكتن داشت و او سپهبذ سرتاسر مملكت بود . خسرو اين شغل و پايه را به چهار قسمت كرد : 1 - سپهبذ مشرق يعنى خراسان و زمينهاى همسايهء آن 2 - سپهبذ مغرب 3 - سپهبذ نيمروز ( جنوب ) يعنى يمن 4 - سپهبذ آذربايگان و زمينهاى همسايهء آن يعنى سرزمين خزرها « 2 » . او در اين كار نظم مملكت خود را همىجست . خسرو
--> ( 1 ) - گويا نويسندهء سريانى ( مذكور در موزينگر ، مونومانتا سيرياكا ج 2 ص 67 س 12 به بعد ) نيز قلع و قمع مزدكيان و مانويان را به دست خسرو در نظر داشته است . ( 2 ) - ما در مطالب گذشته ديدهايم كه تمام قلمرو شاهنشاهى يك سپهبذ داشته است . تقسيم مملكت به چهار منطقه عامل مهمّى بوده است . چنين منطقه ( ناحيه ) اى گويا كستك Kustak ناميده مىشده است ( رجوع شود به جغرافياى موسىخورن چاپ پاتكانيان ص 22 و 23 ) . هر منطقه گويا به نام يكى از جهات چهارگانه ناميده مىشده است : خراسان ( مشرق ) ؛ اپاختر ( باختر - شمال ) ؛ نيمروج ( نيمروز - جنوب ) ؛ خوروران ( خوربران ، خاوران - مغرب ) . امّا گاهى براى تعيين يكى از مناطق اصلى نام سرزمين عمده و مهمّ آن منطقه را به كار مىبردند . مثلا پارس را براى منطقهء جنوب و مخصوصا سرزمين مرزى مهمّ آذربايگان را بيشتر براى منطقهء شمال ، چنان كه در نامهء مذكور پاذوسپان آذربايگان آمده است ( و از اينجا اين اشتباه حاصل شده است كه معنى آن « باد شمال » است . مفاتيح العلوم ورق a 36 ) . در كتب نويسندگان ديگر